اسم  های خداونـد به زبـان فارسـی و انگلیـسی

الله
خدا
The Name Of God

الرحیم
مهربان
The Mercifullالرحمن


بخشاینده
The Beneficentالملک


پادشاه
The Kingالقدوس


مقدس
The Holyالجبار


توانگر
The Compellerالعزیز


باشکوه
The Mightyالمهیمن


نگهدارنده
The Protector

 المؤمن
اطمینان دهنده
The Guardian Of Faith

 السلام
پاک و سلامتی بخش عالم
The Source Of Peace

 الغفار
همیشه بخشاینده
The Forgiver

 المصور
نگارگر، صورتگر
The Fashioner

 البارئ
درست
The Evolver

 الخالق
آفریننده
The Creator

 المتكبر
بسیار بزرگ
The Majestic

 العلیم
داناترین
The All Knowning

 الفتاح
گشاینده (پیروزکننده)
The Opner

 الرزاق
همیشه روزی دهنده
The Provider

 الوهاب
نیک بخشاینده
The Bestover

 القهار
فروکاهنده
The Subduer

 المعز
عزیزکننده
The Honourer

 الرافع
(به سوی خود) بالا برنده
The Exalter

 الخافض
پست کننده، خوار کننده
The Abaser

 الباسط
گستراننده، فراخ کننده روزی
The Expender

 القابض
می‌راننده، بیرون کشنده جان‌ها
The Constrictor

 العدل
بینهایت عادل
The Just

 الحكم
دادگر
The Judge

 البصیر
بیناترین
The All Seeing

 السمیع
شنواترین
The All Hearing

 المذل
خوارکننده
The Dishonourer

 الغفور
بسیار بخشاینده
The All-Forgiving

 العظیم
بی‌انتها
The Great One

 الحلیم
بسیار بردبار
The Forbearing One

 الخبیر
آگاه‌ترین
The Aware

اللطیف
آن‌که بر بندگانش لطف دارد
The Subtle One

 المغیث
نگاه دارنده، یاور
The Maintainer

 الحفیظ
نگهدارنده
The Preserver

 الكبیر
بزرگ‌ترین
The Most Great

 العالی
بلند مرتبه
The Most High

 الشكور
بسیار سپاسگزار (پاداش دهنده بزرگ است عمل کوچک را)
The Appreciative

 المجیب
پاسخگو
The Responsive

 الرقیب
نگهبان، بیننده و آماده
The Watchfull

 الكریم
بسیار بخشنده
The Generous One

 الجلیل
بسیار گرانقدر
The Sublime One

 الحسیب
شمارنده
The Reckoner

 الباعث
برانگیزنده مردگان
The Resurrector

 المجید
بسیار لایق ستایش (در ذات و صفات خود عظیم و نسبت به بندگان بسیار با خیر و احسان است)
The Most Glorious One

 الودود
دوست
The Loving

الحكیم
فرزانه، بسیار خردمند
The Wise

 الواسع
گسترده، وسیع
The Far-Reaching

 المتین
سخت (و نیز پاینده)
The Firm One

 القوی
پرزور
The Most Strong

 الوكیل
عهده دار همه امور بندگان و موجودات
The Trustee

 الحق
راست، درست
The Truth

 الشهید
بیننده
The Witness

 المعید
بازگرداننده، دوباره زنده کننده
The Restorer

 المبدئ
نخستین آفریننده
The Originator

 المحصی
شمارنده
The Reckoner

 الحمید
ستوده
The Praiseworthy

 الواجد
یابنده
The Finder

 القیوم
قائم به ذات (همه-آفریننده‌ای که کسی او را نیافرید)، پاینده
The Self-subsisting

 الحی
زنده
The Alive

 الممیت
می‌راننده، نابود کننده
The Creator Of Death

 المحیی
زندگی بخش، هستی بخش
The Giver Of Life

 القادر
توانا
The Able

 الصمد
بی‌نیاز
The Eternal

 الاحد
یگانه (خدایی جز او نیست)
The One

 الواحد
یکتا سرپرستی که همه ولایتها از اوست
The Unique

 الماجد
بزرگوار
The Noble

 الأخر
واپسین، آخر فناکننده موجود
The Last

 الاول
نخستین، اول پدیدارکننده وجود
The First

 المؤخر
فراپس دارنده، پس گذارنده چیزها و نهنده آن‌ها بجای آن‌ها
The Delayer

 المقدم
فراپیش کشنده
The Expediter

المقتدر
تعیین کننده (قضا و قدر)، فراتر
The Powerful

 البر
نیکوترین
The Source Of All Goodness

 المتعالی
خود ستوده
The Most Exalted

 الولی
دوست، یار و نگهبان
The Governor

 الباطن
پنهان، همه دربرگیرنده
The Hiddeen

 الظاهر
آشکار(پدیدار، هویدا)، همیشه پیروز
The Manifest

 مالك الملك
فرمانروای جهان
The Eternal Owner Of Sovereignty

 الرؤوف
بسیار دلسوز و مهربان
The Compassionate

 العفو
درگذرنده(آمرزنده)، ناپدیدکننده گناهان
The Pardoner

 المنتقم
انتقام گیر
The Avenger

 التواب
همیشه توبه پذیر
The Acceptor Of Repentance

 المغنی
بی‌نیاز کننده، بسنده
The Enricher

 الغنی
توانگر
The Self-Sufficient

 الجامع
گردآورنده
The Gatherer

 المقسط
عادل
The Equitable

 ذو الجلال والاكرام
دارای شکوه و بخشش
The Lord Of Majesty and Bounty

 الهادی
رهنما
The Guide

 النور
روشنی
The Light

 النافع
سودمند
The Beneficial

 الضار
آزار دهنده (این صفت تنها در احادیث یافت می‌شود)
The Distresser

 المانع
بازدارنده
The Preventer

 الصبور
شکیبا
The Patient

الرشید
راهنما، آموزگار و دانای بی‌خطا
The Guide To The Right Path

 الوارث
مالک نهایی تمام مخلوقات
The Supreme Inheritor

 الباقی
ماندگار و واگردان نشدنی (تغییر ناپذیر)
The Everlasting

 البدیع
سنجش ناپذیر، آفریننده
The Incomparable

 منبع:پرشین استار
 

توصیه های جهت شادی

. صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.

2. در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.

3. هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بیجا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند.

4. آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.

5. دلتان را تبدیل به اقیانوسي آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دل هایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد.

6. سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.

7. تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند يك درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.

8. همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.

 

چند نکته جالب

۱-خانم ها و آقايون در شرايط مختلف چه مي كنند؟
هنگام عبور از خيابان

خانم ها
سمت راست را نگاه مي كنند.
سمت چپ را نگاه مي كنند.
از خيابان رد مي شوند.

آقايان
سمت راست را نگاه مي كنند، ماشين مي آيد .
فاصله ماشين با خودشان را با چشم اندازه مي گيرند و چون همگي راننده هاي قابلي هستند با سرعت وارد خيابان مي شوند .
راننده به شدت ترمز مي كند.
مرتيكه مگه كوري؟ (راننده مي گويد)
در حالي كه از روي ميله هاي وسط خيابان مي پرد مي گويد: كور خودتي گاري چي!
بدون اينكه سمت چپ را نگاه كند مي دود آن سمت خيابان.
هنوز هم صداي بوق ماشين هايي كه به خاطر اين آقا ترمز كرده اند به گوش مي رسد.


هنگام رانندگي

خانم ها
بنزين را چك مي كنند.
روغن ماشين را چك مي كنند.
ترمز دستي را پايين مي كشند.
با سرعت مطمئنه حركت مي كنند.
پشت چراغ قرمز ها مي ايستند.
به عابر پياده احترام مي گذارند.

آقايان
وسط راه بنزين تمام مي كنند.
وقتي دود از لاستيك هايشان بلند شد به ياد مي آورند كه ترمز دستي را نكشيده اند.
چراغ قرمز را مهترين معضل اتلاف وقت و عمر مي دانند.
عابر پياده موجودي مزاحم و مختل كننده عبور و مرور است.
و از همه مهمتر: بوق مهترين اختراع بشر بعد از برق به حساب مي آيد.


هنگام صرف غذا

خانم ها
مرتب پشت ميز مي نشيند.
مقدار كمي غذا مي كشند.
به آرامي غذا مي خورند.
تنها نوك قاشق را در دهان مي كنند.

آقايان
تا جايي كه بشقاب جا دارد غذا مي كشند.
به سرعت غذا را مي بلعند، در حالي كه قاشق را تا دسته در دهان مي كنند.
صداي برخورد قاشق با دندانهايشان موسيقي گوش نوازي است.
بعد از دو بار پر كردن بشقاب، بالاخره كمي سير مي شوند.


هنگام مهماني رفتن

خانم ها
لباس نو مي خرند.
به دقت حمام مي كنند . لباس هايشان را اتو مي كنند.
با دقت آرايش مي كنند.
بهترين عطر را استفاده مي كنند.
به دقت خود را در آيننه نگاه مي كنند.
و بالاخره رضايت مي دهند كه خوشگلند!

آقايان
از يك ساعت قبل حاضرند و الان بر روي مبل خوابشان برده.


در پايان يك روز خسته كننده

خانم ها
بعد ازاينكه ظرفها را شستند.
آشپزخانه را تي مي كشند.
غذاي فردا را در يخچال مي گذارند.
چراغ ها را خاموش مي كنند.
كمي مطالعه مي كنند.
مي خوابند.

آقايان

بعد از اينكه شام خوردند چاي مي خورند.
كمي با چشمهاي خواب آلود تلويزيون را نگاه مي كنند.
بعد از اينكه دو سه بار كنترل تلويزيون از دستشان به زمين افتاد.
تلويزيون را خاموش كرده و به سمت رختخواب مي روند و بدون آنكه روتختي را بردارند مي خوابند
لالایی آرام بخش


زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند. پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود.


..: قدر اونی که دوستش دارید رو بدونید تا یه روزی پشیمون نشید
اگر كسي را دوست داري؟
 
شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده

دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت

دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است

دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است

دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست

دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن

دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه ديليت اش كني

دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن... نگران نباش بر مي گردد

دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن

دانشجوي شكاك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟

دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد

دانشجوي رشته صنايع : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهايش كن ، اين كار را مرتب تكرار كن.......